خرید بک لینک
مادر یکی از شاگردا که اومده بود کارنامه بگیره و دخترش همیشه تو خونه کم کار و باری به هر جهت درس می خونه

منو کشید کنار و گفت خبریه !!!

منم فکر کردم شاگردم داره عروس میشه چون قبلا هم شنیده بودم خیلی خواستگار داره ،گفتم جدا ؟!؟!

و مادر دانش اموز فکر کنم گرفت که منظورشو نفهمیدم با اشاره چشمش شکمم رو نشون داد و سوالی تر پرسید :

خبریه ؟!؟!؟!

تازه دوزاریم افتاد که چی میگه و شکمم چقد گنده شده که بنده خدا فکر کرده من حاملم ...یعنی تا این حد چاق شدم که زیر مانتو های گشاد مدرسه هم پیداست ...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۵ساعت 23:55 توسط maryam |

برچسب: چاق,شویم, نویسنده: رادین بهرامی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 15:27

صفحه بندی