داشتم کتری رو دوباره جوش می اوردم که وقتی چایی می ریزم داغ باشه و بعد بذارم سرد بشه تا بخورمش (خود این یه جور مرضه ) یاد همسایه خونه قبلیمون افتادم که همیشه صبح چایی دم می کردن و می ریختن تو فلاسک ...یه بار پرسیدم چرا تازه به تازه چایی نمی خورین تازه این تو اب یه طعم خاص هم می گیره ...خانوم همسایه گفت رامین معتقد اگه قرار باشه با این عادت من به چایی خوردن ده بار اب گرم کنم کلی گاز مصرف میشه و این اجحاف در حق بقیست ...یهو بعد این ذهنم شیفت شد به این که می رفت زیر دوش می نشست و اب باز می کرد و سیگار می کشید و ککشم نمی گزید که اب نازنین بی وقفه هدر می ره چون پولشو نمی داد ولی اگه لامپ آشپزخونه روشن می موند تو اون تاریک خونه به خودشم زحمت نمی داد که پاشه و خاموشش کنه با قیافه حق به جانب می گفت : واسه چی روشنه اون لامپ ، هنوز قبض قبلی رو ندادم !!!ای مرده شور هم چین زندگی رو ببرن ...
درافشانی های مریم نخودی...
ما را در سایت درافشانی های مریم نخودی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 48